السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
54
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
پاسخ اين پرسش را در نوشتهء طبرى مىيابيم هنگامى كه مىگويد : « إبن سوداء ، عبدالله بن سبا ابوذر را ملاقات نموده و او را به اين كارها وامىداشت . و البته عبدالله بن سبا نزد ابورداء و عبادة بن صامت « 1 » نيز رفته بود ، ولى آنان فريب او را كه نخوردند ، حتّى عبادة بن صامت گريبان ابن سوداء را گرفته نزد معاويه برد و به معاويه گفت : به خدا سوگند اين كسى است كه ابوذر را به جان تو انداخته است . . . « 2 » سپس احمد امين چنين ادامه مىدهد : « ما مىدانيم « عبدالله بن سبأ » شخصى يهودى از اهل صنعاء بود . كه در زمان عثمان به ظاهر اسلام آورد تا دين مسلمانان را تباه سازد ، لذا افكار زيانبار بسيارى در شهرها پراكند كه پس از اين آنها را يادآور خواهيم شد و چون ابن سبأ به بسيارى از شهرها مانند حجاز ، بصره ، كوفه ، شام و مصر سفر كرده است ، احتمال قوى مىرود كه اين طرز تفكر را از مزدكيان عراق يا يمن الهام گرفته باشد ، و ابوذر روى حسن نيّتى كه داشت از او فرا گرفته است » . و در حاشيه گويد : « به جزءپنجم تاريخ طبرى مراجعه شود . وى در ادامهء اين سخن ، در ( ص 112 ) چنين نتيجه مىگيرد كه : « ما مزدك و مانى سرچشمهاى بودهاند كه رافضيان ( شيعيان ) عقايد خود را از آنان اخذ كردهاند ، و عقيدهء شيعه دربارهء على ( ع ) و آل على ( ع ) از عقيدهء نياكان فارسى خود كه دربارهء شاهان ساسانى داشتهاند ، گرفته شده است ؛ چه ايشان حق شاهان را در پادشاهى را نوعى حق خدايى مىدانستند » . احمد امين به وعدهاى كه داد و گفت : « عقيدههاى زيانبار بسيارى در شهرها پراكند
--> ( 1 ) . هر دو از صحابهء پيغمبرند و شرح حالشان در آخر كتاب مىآيد . ( 2 ) . همهء اين نسبتها به ابوذر دروغ و ساختهء سيف بن عمر دروغگو مىباشد . ابوذر را با ثروتمندان كارى نبود و با ايشان سخنى نداشته است . ، بلكه سخن او با معاويه و ديگر واليان بنى اميّه بود ! ايشان به بيتالمال مسلمانان دست درازى كرده ، بودجهء ولايات را به دلخواه خود تصرّف مىنمودند ، و هيچ كس را ياراى سخن با ايشان نبود ، مگر چند تى مانند عمّار و ابوذر كه از خود گذشته بودند . سيف بن عمر در راه دفاع از بنى اميّه ، اين دروغها را ساخت تا دامن پاك اينان را لكهدار سازد !